X
تبلیغات
کوردستان - چند روستای اورامان

کوردستان

زنده باد کوردستان هر بژیت کوردستان

چند روستای اورامان

هجیج روستایی است به زیبایی دره های زاگرس، به دل انگیزی ارتفاعات شاهو، به زلالی چشمه ساران هورامان، به قدمت تمدن کرمانشاه و هجیج روستایی است به خیال انگیزی بهشت.

روستای هجیج یکی از پر جاذبه ترین نقاط استان کرمانشاه و از مناطق دیدنی اورامانات، که در 25 کیلومتری جاده پاوه به نوسود قرار گرفته، روستای شور انگیز و تاریخی هجیج است که هر ساله گردشگران بسیاری را به خود جذب می کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه ، زیبایی کم نظیر این روستای پلکانی با کوههای سنگی، مناظرسرسبز، چشمه های خروشان و مسیر پرپیچ و خم آن چشم هر دل نوازی را به خود معطوف می کند، به طوری که علاوه بر گردشگران، همواره هنرمندان خوش ذوق را به سمت خود می کشاندکه تا با الهام از آن همه زیبایی و شگفتی به خلق آثار چشم نواز خود بپردازند.

این روستا که در دره ای زیبا و آرمیده در جنگلی انبوه و بهشتی قرار گرفته، مردمانی خون گرم، سخت کوشش و مهمان نواز دارد.

خانه های هجیج همگی از سنگ و اغلب به صورت خشکه چین و پلکانی ساخته شده، به گونه ای پشت بام خانه ای، حیاط خانه دیگری است.

بارش نزولات جوی مناسب به ویژه برف در فصل سرد سال و باران در بهار و پاییز موجب سرسبزی و طراوت روستا و مناظر اطراف آن شده است.

یکی از ویژگی های منحصر به فرد مردمان این روستا خود کفایی در تمامی مایحتاج روزانه است به گونه ای که از گیوه بافی که پایپوش مردمان مناطق کرد نشین است گرفته تا لباسهایی سنتی بافته شده از پشم ورنگ طبیعت، تا تهیه خوراک و مایحناج خوردنی و هر آنچه که نیاز زیستن در رفاه باشد که این همه تلاش، کوشش، ذوق و هنر ریشه در فرهنگ، باور و توانمندی آنان دارد.

یکی دیگر از ویژگی های قابل توجه این روستای خیال انگیز وجود امامزاده سید عبیدالله فرزند امام موسی کاظم (عاست که اهالی منطقه از آن به نام کوسه هجیج یاد می کنند و بسیار مورد احترام آن هاست.

در نزدیکی روستا چشمه خروشانی وجود دارد که آب آن به رودخانه سیروان می ریزد، این چشمه عجیب که به مانند آبشاری از دل کوه بیرون می آید به چشمه بل معروف است، خروشانی آن به گونه ای است که در هیچ فصلی از سال آب آن کم نمی شود و متخصصین و محققین آب آن را به عنوان یکی از بهترین آب معدنیهای دنیا شناخته اند. در ایام نوروز روستای هجیج که به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری استان شناخته شده است پذیرای هزاران گردشگر است.


 

رودخانه خروشان سیروان درکنار روستای هجیج

 

نوشته شده توسط رامین دانشفر| لینک ثابت | 16 نظر

روستاي كيمنهجمعه بیست و هفتم دی 1387 23:21

                   ( نویجه ر ) و (  که ل  ته ته ) مشرف بر روستای کیمنه 

 ته ته - مشرف بر کیمنه

1-موقعيت ووضعيت جغرافيايي:اين روستا درغرب شهرستان پاوه واقع ،وتابع بخش نوسود مي باشد كه درنقطه صفر مرزي با روستاهاي بياره وطويله ي عراق همجوار است .ديگر روستاهاي هم جوار آن ،هاني گرمله وبيدرواز هستند كه در غرب وجنوب آن واقع شده اند فاصله روستا تا مركز استان حدوداً200كيلومتر است  وتا مركز شهرستان 120 كيلومتر فاصله دارد.

2- آب وهــــوا: معتدل در زمستان سرد برف وباران زيادي مي بارد به طوري كه جاده ي روستا اواخر فصل پاييز تا اواخر بهار براثر بارش برف سنگين مسدود مي شود.

3- كوهها واماكن ديدني : اين روستا داراي كوههاي بلندي كه جزء سلسله جبال زاگروس به شمارمي روند واز لحاظ چشم انداز طبيعي به مانند آلپ اروپا منا ظري زيبا ودلكش وبديعي دارند از جمله :نويجر ،هيات ،دالاني، ميروتمان ،شـــرام ،تته ،تون كشكان و مله گاي سوره هه راله ، گيله روژ،ماراني،كلو كاوي،سه چادرگاه ،دربند،كوره مايين،كول سه، وره تاو، مله سور،چاله سه را ،پشت كه مه ر،هه واره به رزه .....

ازجمله چشمه هاي آب طبيعي كه در گرماي تابستان داراي آب بسيار سرد هستند ميتوان «چه مه ،نويجه ر، خورخوره،هانه باكه،هانه سه رده ،هانه چياله ،مه فرا ،هانه مرو و.....وهزاران چشمه كوچك وبزرگ وآبشارهاي طبيعي وزيباي ديگر.

4- اماكن مذهبي:زيارتگاه دوازده برادركيمنه:«خضر الدين ،پير نظير، پير عثمان،پيره خرته له ،پير سيدي،تايله گوره، پير گوله ، دو ه نره ، پيره وارينه ،پيره وه ت ، قباله، پير محمد» ،بابا خاكي پدر 12برادر ، محمد غيبي،حاجيه سوره ،پير خضر باغ ملا محمد زمين حمه ويس ، قلاي گاورا ،بابا زه رين.

5-جمعيت : قبل از آوارگي 250 خانوار وهم اكنون بيشتر از 800خانوار مي باشد كه جمعيت جوان اكثريت را داراست .

6-هنر مندان مشهور : مامو عارف فرزند معي الدين – لالو عبدالله فرزند شمس الدين – زوراب و مجنون و شفيع پسران محمد خالدي زوراب –عثمان پسر مؤمن مشهور به عثمان كيمنه اي – محمد حسين فرزند يوسف خالدي ( اين دو هنر مند آخر به برادران كيمنه اي مشهورند كه از بنيانگذاران آواز هاي محبوب «سيا چمانه» و دره اي وورده بزم وچپله و.... هستند).استاد ني ودهل زن مشهور:رحمان پسر محمد زوراب مشهور به رحمانه .وخوانندگان وهنر مندان جديد چون :سيروان ودلسوز خالدي ،قاضي خالدي ،قرباني و.....

7- امكانات: تا قبل از آوارگي وجنگ تحميلي روستا داراي آب ،برق وبيمارستان و مدارس ابتدايي وراهنمايي و دبيرستان بوده است ولي بعدها بر اثرجنگ تحميلي روستا ويران و 20سال متروكه بوده است هم اكنون روستا در حال بازسازي توسط اهالي سخت كوش منطقه  است و ازبيشتر امكانات اوليه محروم مي باشد اميد است مسؤلين محترم دولت خدمتگزار فكري به باسازي اين ديار بنمايند.

سابقه تاريخي:

در هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد اقوامی در دامنه‌ها و دره‌های زاگرس مسكن گزيدند كه پس از به قدرت رسيدن به تصرف شهر‌های بين‌النهرين پرداختند كه اين اقوام در تاريخ به نامهای گوتی يا كاسی معروف شد.

ساكنان زاگرس به استناد كتيبه‌های بابل،آشور و عيلام طوايفی مانند لولوبی- ناپری- منابی- آمادي و پارسوا بوده‌اند. بر اساس شواهد تاريخی و سفر جنگی سلم‌النصر سوم آشوری (837 ق‌م) به طرف كردستان كه ساكنان كوهستان‌های كردستان را پارسوا ناميده ناميده است. به احتمال فراوان ساكنان منطقه‌ی اورامان به علت صعب‌العبور بودن منطقه و امنيت در برابر دشمنان كمتر دستخوش تغيير و تحول و اختلاط گرديده‌‌اند كه پايدار ماندن زبان، پوشش و آداب و رسوم كهن ايرانی در منطقه‌ی اورامانات خود شاهدی بر اين مدعاست به دلايل فوق و شواهد می توان گفت كه ساكنان منطقه‌ی اورامانات از بازماندگان قبايل پارسوا می باشند چرا كه سلم‌النصر به صراحت اشاره كرده است كه ساكنان كوهستان‌های كردستان از قبايل پارسوا می باشند مسلما در اصالت قوم كرد و عدم اختلاط آنها با اقوام ديگر به دلايل فوق و ذلايل بسيار ديگر ترديدی نيست و اين نكته‌ بارها توسط متشرقين و كردشناسان ايرانی و غير ايرانی مورد تاكيد قرار گرفته است.

 پوشش جنگلی و گياهی:

به علت نزول باران كافی در روستا پوشش گياهی خودرو بسيار فراوان ميباشد كه مهمترين آنها جنگلها،مراتع و پوشش گياهی گسترده كوهستانی و كوهپايه ای ميباشد سراسر روستا را پوشش گياهی متراكم فراگرفته است. جنگلها و بيشه‌های منطقه‌ی شامل درختان بلوط،مازوج،ونوشك،سياوليك،زالزالك وحشی،امرود(گلاب كوهي)،بادام كوهی،آلبالوی كوهی،گون،انجيركوهی،ودرخت بيد ميباشد. در نواحی كوهستانی و هموار منطقه‌، انواع گياهان خوراكی و دارويی می رويد كه به زبان كردی ميتوان:

توله‌كه- وله‌ره- پرنه- خوژه- كاشمه- كلاقن- پيازوحشی- شنگ- قازياخه- ريواس- سوره‌بنه- پيچك- و ازگياهان خوشبو و دارويی ميتوان: وره‌كر‌مه ر- به‌رزه‌لنگ- شه‌و‌بو و چنور اشاره كرد.

 زندگی جانوری:                                                             

دربيشه زارها و كوهستانها و دره‌های روستا با توجه به وفور جنگلها وآب و هواي معتدل امكان زيست برای حيوانات،انواع پرندگان وحشی اعم از بومی و مهاجر ديده ميشود كه از مهمترين پرندگان اين منطقه مي توان به كبك،تيهو،كبوتر چاهی،غاز،مرغابی،بلدرچين، قمری،چلچله، سبزه‌قبا، داركوب، دم‌جنبانك،‌ زرده‌وه ره، زيتوله،كلاغ،غوطه‌خوره و و از مهمترين حيوانات وحشی مي توان به پلنگ، خرس، گرگ، روباه، خرگوش، مار،شغال،كل‌وبز،قوچ و ميش،خوك و گراز اشاره نمود .

 پوشش محلی مردم روستا :

پوشش آنان لباس كردی می‌باشد كه لباس زنانه به اسم« گجی» و مردانه به اسم «كواپا نتول» است

 

 قصه ی آواره شدن                                        

هنوز هم آن سالها را به ياد دارم كه چگونه روستای عزيزمان با آن بی رحمی وخشونت مورد هجوم رژيم بعث عراق قرار گرفت وفراموش نكرده ام ونخواهم كرد كودكان را ومردان وزنانی را كه پريشان ونگران در پی يافتن اندك پناهگاهی سراسيمه ونگران به اين سو وآن سو می دويدند.ديگر آرامش نبود گلوله های توپ هر ساعت و هر دقيقه همچو باران بر سر اهالی وجای جای آبادی فرو می ريخت و با خود همه چيز را ويران وبا خاك يكسان می كرد  غرش وصدای توپ وتفنگ از هر سو به گوش می رسيدخواب كودكان در گهواره ها پريشان شد .

ديگر صدای بلبل وقناری ،صدای زندگی وصدای شادی وشور اهالی چون گذشته به به گوش نمی رسيد حتی كسی در فكر حيوانات هم نبود آنچه بو د ترس بود و وحشت و…….هرلحظه ممكن بود باران توپ باريدن بگيرد .

يادم هست من بچه بودم هيچی نمی فهميدم با خود می گفتم چرا مردم م فرار می كنند؟مگر چي شده؟ .وهمه خيال می كرديم  تا چند روز آينده اين اوضاع تغيير خواهد كرد وما مانند گذشته به ديارمان باز ميگرديم اما اين فقط يك رؤيا بود ويك خيال.

مدت يكی دو ماهي را مرد م با مشقت در اطراف و در كوهستان های اطراف آبادی در پناهگاه های طبيعی بسر بردند هروقت كمی اوضاع آرام می شد مردان به آبادی باز مي گشتند وبرای كودكان و خانواده ها غذا تهيه می كردند وبه خانه وحيوانان و غير ه رسيدگی می نمودند.كسی چه می دانست شايد دو يا سه ماه آينده جنگ تمام می شد وآنان به خانه وكاشانه خود برمی گشتندوهمه چيز به خوبی وخوشی تمام می شد.

اما افسوس كه افسانه بود وخيال ،كم كم هوا روبه سردی می رفت وسردی پاييزوزمستان اين مناطق كوهستانی ،غير قابل تحمل بود بايد مردان سرپرست خانواده ها فكری می كردند. بالاخره چون بازگشت به روستا غيرممكن بود ونمی شد در آن شدت بمباران به آنجا بازگشت و چون مردم از بازگشت به روستا مايوس ونا اميد شدند ،ناچار هرچه احشام وحيوان داشتند يا فروختند ويا رها كردند ،خانه ها وتمام وسايل درون آنها جاماندند ومردم به امان خدا وبا سختی تمام كودكان وساير افراد خانواده را با خود برداشنتد وراهی ديار غربت شدند. بسياری ازمردم وكودكان و پير مردان وپيرزنان بيمار شدند ودراه جان به جان آفرين تسليم نمودند. وبسياری هم شهيد ومجروح شدند ما مانديم و كوله باری از درد ورنج ومحنت آه ... دل كندن از ديار خويش چه سخت است ،چه سخت است راهی غربت شدن ، نه آشنايی ونه همدردی وغمخواری ...پناه ما فقط خدا بود وبس .

نه ماشين بود ونه كم ترين امكانات سفر با ماشين های جنگی خود را به دركی ودزلی كه ظاهراً امن تر بود رسانيديم، آنجا هم امن نبود وهر روز هواپيماها ی جنگی بانهايت وحشت ظاهر مي شدند وصوت می شكستندو آنجا مردم آواره را بمباران می كردند .بازهم آسايش وامنيت ازما سلب شده بود هر طور شده خود را به جايی كه دربند فتاح ناميده می شد رسانديم .

آنجا به ما چادرهايی دادند ومقداری پتو ووسايل اوليه ی زندگی .هركس ما را در اين اوضاع می ديد دلش به حالمان مي سوخت .خواست خدا بود می بايست می سوختيم ومي ساختيم چاره ای بهتر از اين هم نداشتيم . كم كم پاييز هم ازراه رسيد شب هادر آن سرمای شديد ما زير آن چادر تحمل می كرديم باد به شدت مي وزيد وچادر را جابه جامی كرد وما همچنان بر ای زنده ماندن تلاش می كرديم روزهای بعد وقتی ديدند اوضاع زندگی ما به شدت وخيم است يك علاءالدين و مقداري ديگر وسايل گرمايشی به ما دادند.پدرانمان مجبور شدند قسمتی از لبه های چادر را زير خاك كنند تا از شدت وزش بادهای سرد در امان بمانيم . خلاصه هرطور بود آن سال را با آن همه سختی وناراحتی، به بهار رسانيديم .تازه بدبختی ها شروع شده بود نه مسكنی، نه چيزی، نه كار ودرآمدی و.....

 

ªپيامدهای آوارگی روستای كيمنه

1-      ويرانی بيش از 700 خانه ومنازل مسكونی باتمام وسايل وامكانات زندگانی.

2-      وارد آمدن ميلون ها دلار خسارت مادی ومعنوی بر اهالی وساكنين روستا.

3-      خشك شدن كليه ی باغات و مزارع آبی وزراعتی ونابودی كامل كشاورزی.

4-      ازدست دادن حيوانات اهلی واحشام ونابودی دامداری ودامپروری به طوركامل.

5-      فقر وبی خانمانی بيش از 2000نفر از اهالی روستا.

6-      كشته ومجروح شدن تعدادزيادی از پيرمردان وجوانان وزنان وكودكان .

7-      عقب ماندگی اهالی وساكنين از سايرين.

8-      بيكار ی ونبودن كار وكاسبی وشغل مناسب باتوجه به مهاجرت و در به دری.

9-      ازدست دادن امكانات و تخريب صددرصد بنيه ها وزير ساخت ها ی كشاورزی و باغداری.

10-   از دست رفتن رونق اقتصادی وبازرگانی وتجار ی منطقه.

11-   دور شدن مردم ازهم وازبين رفتن همبستگی وخويشاوندی.

ªاين ها و هزاران پيامد تلخ ديگرِی كه در انتظار مردم و بخصوص جوانان در اثر نبود كار ومسكن و دور ی از سرزمين ابا واجدادی مي باشد مردم رادر سردرگمی وابهام قرارداده است وجبران آن هم زمان وهم سرمايه ی زيادی می طلبدكه از توان مردم روستا به تنهايی خارج است. 

نوشته شده توسط رامین دانشفر  | لینک ثابت | 12 نظر

نوسودسه شنبه نوزدهم آذر 1387 17:38

 

نوسود شهري است بسيار زيبا و قديمي در35 کیلومتری شمال غرب پاوه كه در دل كوههاي زاگرس در سلسه جبال شاهو واقع شده است. نام باستاني نوسود«نفسيد» بوده كه بعدها تا دوران صفويه «نفسود » و از اواخر حكومت قاجار «نوسود» ناميده شده است .

اين شهر كوچك مرزي سابقه تاريخي طولاني دارد و مقر حكومتي جعفر سلطان(يكي از خوانين اورامان)در 80 سال گذشته بوده است. نوسود در طول تاريخ چندين بار ويران شده اما هر بار مجدداً بازسازي گردیده است. در جنگ 8 ساله ايران و عراق به ويرانه اي كامل تبديل شده بود و اكنون بازسازي شده واز نظر تجارت مرزي اهميت زيادي پيدا كرده است اما به دلايل گوناگون از اين فاكتور به نحو مطلوب و آنچنان شايسته وبایسته استفاده نشده است.

شهر نوسود دارای شهرداری وبخشداری است که شامل سه دهستان ودو شهر نوسود ونودشه وچندین روستا می باشد. جمعيت شهر نوسود در حدود 3015 نفر است كه1509 نفرآنها شامل مردان و1506نفر شامل زنان مي باشند.اغلب جمعيت نوسود، جمعيت جوانی بوده كه مشغول به تحصيل مي باشند.

در اين شهر حوضي وجود دارد به نام (حه وزه لاره) محل تفريح واستراحتگاه خوانين بوده كه اكنون آثاري از آن باقي مانده است.

پيرامون شهر نوسود را كوههاي نسبتاً بلند ازجمله شمشي، سوني، بازي بي گناه،دالاني و شاهو احاطه کرده است .

ازنظر آب و هوايي منطقۀ نوسود در ناحيۀ معتدل كوهستاني كشور قرار گرفته و به طور كلي داراي آب و هواي معتدل، اما با توجه به قرارگرفتن نقاط مرتفع دركنار اراضي پست مي توان گفت كه ازنظر محلي داراي دو نوع آب و هوا مي باشد.يكي آب وهواي معتدل در نقاط مرتفع كه غالباًدر نواحي شمالي منطقه حاكم است، و ديگري آب و هواي نسبتاً گرم كه بيشتردر نواحي جنوبي ديده مي شود.بخش شمالي و مرتفع داراي زمستانهاي سرد و خنك ودلپذير مي باشد.بخش جنوبي بر خلاف قسمت شمالي،داراي زمستاني معتدل كه بندرت درآن برف باريده و يخبندان در آن بسيار اندك است و نيز داراي تابستانهاي گرم و خنك مي باشد و مي توان گفت كه همين اختلاف دما در منطقه،مِهر طبيعت است كه بشر را به تحسين خود واداشته است.

مردم نوسود همانند مردم دیگر مناطق هورامان دارای دین اسلام سنی  و پيرو امام شافعي مي باشند.نژاد آنها آريايي است وهمگی به زبان هورامی تکلم می کنند.

نوشته شده توسط رامین دانشفر   | لینک ثابت | 6 نظر

روستای شرکانچهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 15:59
 روستای شرکان

شرکان ازروستاهای نوارمرزی ودرجوار شهر نوسود واز توابع پاوه وهورامان می باشد ومردم آن با زبان هورامی این زبان اهورایی تکلم می کنند. شرکان درقلب هورامان جای دارد وبه جرات می توانم بگویم یکی از اصیلترین روستاهای هورامی زبان است.

 درحقیقت شرکان یکی از روستاهای موفق دراین سرزمین است اگر چه خاک هورامان برای پرورش انسانهای بزرگ مستعد بوده ودرطول قرون واعصار مردمان بزرگی از این خطه ظهور کرده اند وشرکان به عنوان یکی از روستاهای هورامان نیز از این قاعده مستثنی نبوده ودرهر عصری بزرگانی از این روستا برخاسته اند. از شاخص ترین این مشاهیر می توان از ملا شیخ قسیم نام برد. ایشان اعلا جد بنده وخانواده شمس ومی توان گفت بیش از نیمی از مردم شرکان است. زندگانی ملا شیخ قسیم حدوداً مربوط یک قرن ونیم پیش می باشد. ایشان درعلوم فقه وشریعت اسلام استادی کامل و سرآمد همه علمایان هم عصر خود بوده بطوریکه مدتها مدرس حوزه های علمی بغداد وموصل بوده است.متاسفانه درتاریخ مشاهیر وعلمایان کرد کمترنامی از این عارف ربانی وعالم کم نظیر برده شده است .من اگر چه آوازه ایشان را از علمایان منطقه ومعمرین زیاد شنیده ام وگفته می شود که درکتاب بنه ماله ی استاد عبدالکریم مدرس نیز اشاره ای به ایشان شده درکتاب دیوان پیرشالیار به قلم محمد بهاالدین در بیان زندگانی ملانظیر بزرگ(مه لا نه زیری گه وره) آمده است که وی خواندن فقه را درنزد ملا قاسم(قسیم) شرکان به پایان رسانده است.

در روستای شرکان عالم وارسته ای به نام ماموستا خلیفه ابوبکر زندگی می کرد که حدوداً ده سال پیش وفات نمود .ایشان عمری طولانی داشت ودرتمام عمر باعزت خود دواصل تقوا وعبادت را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود. اما هدفم از بیان نام ایشان دراینجا این بودکه آن جناب کتابخانه ای کوچک داشت که کتب خطی وچاپ نشده ای دربین آنها یافت می شد. از جمله تعداد بیش از ده جلد کتاب به قلم ملا شیخ قسیم شرکان بود که پس از وفات ملا ابوبکر نوه اش آقای قانع وجود این کتب را اعلام وآنها را بدست پسر عمویم دکتراسماعیل شمس که استادیار تاریخ دانشگاه تهران می باشد سپرده تا تصحیح ودرصورت امکان به چاپ برساند.

درمورد طریقت ایشان باید گفته شود که وی دارای طریقت نقشبندی و همعصر شیخ عثمان سراج الدین طویله ای بوده وبه احتمال زیاد طریقت خود را از وی گرفته است.

این روستا از نظر وضعیت جغرافیایی دارای ویژگیهای منحصر به فردیست که کمتر می توان آن را در مکانهای دیگر یافت. از جمله اینکه دردامنه کوه چناره (که لوو چناره ی) قرار گرفته ومحصور است بین کوه وباغات منحصر به فردش. از نظر بافت معماری کلیه خانه ها از سنگ ساخته شده اند وچوب نیز در ساختمان منازل نقش بسزایی دارد.شغل غالب مردم باغداریست ومحصولات باغی فراوان است اما آنچه شرکان را به عنوان روستایی نمونه ودارای محصولات باغی اشتهار داده است میوه انار است. انار شرکان درکل منطقه وحتی استانهای همجوار شهرت زیادی دارد. باغهای شرکان ومخصوصاً باغهای انار این روستا از اول آبادی تا کنار رودخانه سیروان به طول حدود 10 کیلومتر امتداد یافته اند ومردم زحمتکش روستا به دلیل اینکه جاده ماشین رو تاکنون به داخل باغات کشیده نشده است، محصولات خود را با کول ویا با چهار پا به داخل روستا حمل می کنند. 

 شركان همچنان كه از اسمش پيداست معدن كاني هاي فراواني مي باشد كه تاكنون در جهت كشف آن ها كسي همت نگمارده است و فقط به اين امر بسنده كرده اند كه چون آب فراواني دارد اين « كان » به معناي چشمه است.

«شر» در لغت به معناي جنگ و درگيري است و «كان» هم يكي از معانيش چشمه و رود است. پس «شركان» را مي توان به معناي محل تلاقی چشمه ها دانست.

اگر کسی به شرکان رفته وباغات آن را با چشم خود مشاهده کرده باشد به این امر واقف شده که درهر باغی چشمه ای وجود دارد . درواقع  علاوه بر چشمه اصلی که آب آن از بالای روستا سرچشمه گرفته وبه وسیله جوی مشهور (جوه ومزرا) تا انتهایی ترین باغ یعنی جوانمیره وشولگا در نزدیکی سیروان منتقل می شود، در هر باغی چشمه ای کوچک وجود دارد وحوضی بزرگ که در بعضی جاها به استخر می ماند.پس باغهای شرکان همیشه دارای آب بوده ومحصولات آن بویژه انار از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بوده اند.

از نظر تاریخی اگر چه برای مبدا روستا تاریخی مشخص نیست ، اما وجود آثارقدیمی واز جمله درخت چنار بسیار کهنسال روستا می توان آن را یکی از قدیمیترین مکانهای زندگی مردم دانست . چنار کهنسال در وسط روستا قرار دارد به حدی بزرگ است که درداخل آن قهوه خانه ای ساخته اند.ودربهار وتابستانها مردم روستا دمی در زیر آن می آسایند وبا نوشیدن چای خستگی از تن در می کنند. همچنین قبرستان قدیمی روستا که از قدمت بسیارکهنی برخوردار است وشاید به قبل از اسلام برگردد. والبته وجود مرقد پیری به نام پیر مقصود که صحابی بودن وی محتمل است نیز گویای این واقعیت است .اماکن با نامهای بسیارکهن در داخل روستا وجود دارند منجمله درپایین روستا آبشار بزرگی هست که آب سرچشمه که در بهاران به رودی می ماند،پس از عبوراز وسط روستا با سروصدای زیاد از آن به پایین فرو می ریزد به این آبشار (سووله و گاورا ) گفته می شود.(سوول)به معنای آبشار و(گاور )به معنای گبر است.گفته می شود درزمان حمله اسلام به این منطقه درقرن اول هجری دراین مکان جنگ بین صحابه ومردم روستا که گبر بوده اند رخ داده و پس از مقاومت فراوان وکشته شدن از طرفین نهایتاًمردم روستا تسلیم سپاه اسلام شده و مسلمان گشته اند وآن دسته از گبرها که کشته شده اند ویا ایمان نیاورده اند از بالای این آبشار پرت شده اند که ازآن تاریخ تاکنون این محل به این نام مسما گشته است. مسجد روستا به اسم مسجد حضرت عبدالله مشهور است .عبدالله بن عمر (رض)فرمانده سپاهیان اسلام فاتح منطقه هورامانات وکردستانات در هر مکان یا روستایی یک مسجد ساخته که مسجد روستای شرکان نیز از آن جمله می باشد.

از نظر فرهنگی وسطح سواد مردم اگر غلو نباشد، می توان این روستا را یکی از با سوادترین وموفقترین روستای منطقه وحتی کشور دانست چرا که افراد تحصیل کرده با مدارک عالی دانشگاهی دراین روستا فراوان یافت می شود که نسبت به جمعیت آن بسیار قابل ملاحظه است. اگر چه جمعیت فعلی شرکان بیشتر از پانصد نفر نیست وشاید دوبرابر آن نیز درشهرهای پاوه وروانسر ومریوان ساکن باشند، اما امروزه شغل غالب مردم بجز افراد کهنسال که درروستا سکونت دارند وبه امر باغداری می پردازند، شغل دولتیست واکثراً فرهنگی ومعلم ویا شاغل درادارات دیگرهستند. خصوصاً اینکه افراد قابل توجهی دارای پستهای  مدیریتی می باشند.

نوشته شده توسط رامین دانشفر   | لینک ثابت | 13 نظر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/30ساعت 16:3  توسط رامین دانشفر  |